خطا
۱ ) اول نوشت : سلام و خدا حافظ برای همیشه ، بعد نامه اش رو با این جمله تموم کرد : مردی که نتونه بگه معذرت می خوام ،هرگز نمی تونه بگه دوستت دارم. ************************************************************************************* ۲ ) مثل همیشه سه تا زنگ که خورد گوشی رو برداشت ، مرد با هیجان و شور و حال گفت :سلام پری جون جون ، چطوری شازده خانم گل ؟ هنوز نتونستم از اینجا بزنم بیرون ، آخه خیلی وقت بود که منو ندیده بودند ، تازه هنوز کادو ها رو هم باز نکردند ولی ناراحت نشو عزیزم حتما می یام ، دلم واسه دیدنت ... که زن بالاخره تونست بپره وسط حرفش : هی... صبر کن ببینم ، گمونم اشتباه گرفتی ، اما کاش من پری بودم! ... آهی کشید و گوشی رو گذاشت .
************************************************************************************* ۳) دستمال کاغذی چند بار لای انگشتهای لرزونش تا خورد و باز شد ، سرش رو بلند کرد و چشمهای آبی مه گرفته اش رو کنج زندان دوخت ، لبهای خشکیده اش از هم باز شد و گفت: طرف مرد بود ! .... اگه با زنی رابطه داشت ، نمی کشتمش .
************************************************************************************* ۳) دستمال کاغذی چند بار لای انگشتهای لرزونش تا خورد و باز شد ، سرش رو بلند کرد و چشمهای آبی مه گرفته اش رو کنج زندان دوخت ، لبهای خشکیده اش از هم باز شد و گفت: طرف مرد بود ! .... اگه با زنی رابطه داشت ، نمی کشتمش .



