خدا..حا..فظ
مادرم ، خورشید بی پایان عشق
تا ابد بر جان من تابنده است
گرچه رفته جسم خاکیش از برم
روح او در قلب من پاینده است
.............................
... و مرگ شکل دیگر زندگی است.......
۲۴ ابان سال ۸۴ پدر مهربانم ... و ۲۴ فروردین سال ۸۵ مادر عزیز و دلسوزم ، از این
دیار فانی کوچیدند ....هردو...در یک روز بارانی بر دوش مردانی از تبار مهربانی....رفتند....و
من ...تنها اشک ریختم بارانی تر از اسمان ...
حالا من مانده ام .... و دستان خالی ام ....از مهری بی انتظار
خدا...حا...فظ ...پدر و مادر.



