X
تبلیغات
رایتل

داستانک های شیشه ای

داستان کوتاه و شعر و ....و مهربانان ،نقد و نظر فراموش نشود
جمعه 17 مرداد‌ماه سال 1393

خوشبختی

خسته ام خسته،  بس که ،خواب خوشبختی خود را دیدم

در پس این دیوارخشتی بسیار ضخیم از خوف وخرافات

شهر رویایی من جا دارد ، مهربان، روشن ، بی پیرایه

این طرف یکسره خشکی و سیاهیست ،عسس باران است

آن طرف آزادی است، چار فصل است،پر از زیبایی است

عقل من می گوید، همه بیدار شویم، همه در کار شویم

دیگران فاصله تا فردا را ،  نه فرادا ،چون فرو پاشیدند؟

یک جهان این همه بیداری و آزادی را دم به دم تجربه کرد

پس چرا  ما باید به هراسیم از این خشت و گل بی مقدار

تا به کی حسرتمان،  بیمناکانه ، در خواب و خیال پنهان باشد

به خدا این دیوار ، با کمی همت و با تیشه اندیشه فرو می ریزد


سپیده لواسانی