X
تبلیغات
زولا

داستانک های شیشه ای

داستان کوتاه و شعر و ....و مهربانان ،نقد و نظر فراموش نشود
سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1397

mariah

Image result for freedom fighters dictatorship general

Image result for freedom fighters



Image result for freedom fighters

Image result for freedom fighters


ماریا  و نامزدش از مبارزان پر تلاش بر علیه رژیم دیکتاتوری

ژنرال بودند . با این تفاوت که ماریا علنا در تظاهرات خیابانی

شرکت می کرد و خوزه مشی مبارزه مخفی را در پیش گرفته

بود . پس از مدتی همین اختلاف سلیقه موجب بر هم خوردن

نامزدی آنها شد . و هر کدام راه خود را رفتند . تا اینکه ماریا

در یک راه پیمایی دستگیر شد و پس از شکنجۀ بسیار و سکوت و

مقاومت قهرمانانه ای که نشان داد به چند ماه زندان محکوم

شد و سپس آزاد شد. ولی اسمش همه جا به عنوان یک

مبارز شجاع در راه آزادی پیچیده بود . دستگاه های اطلاعاتی

ارتش رژیم  با توجه به لو رفتن فعالیت های خوزه ، برای

 انداختن ترس در دل بقیه مبارزان، نقشۀ پیچیده و جدیدی

طرح کردند ، که هر دو را هم از سر راه بردارند .

ماریا  را ربودند و به طرز فجیعی به قتل رساندند و نیمه شب

مخفیانه در حیاط بزرگ منزل پدری خوزه دفن کردند  . پیگیری

خانوادۀ ماریا که به دنبال دختر گمشدۀ خود بودند منجر

به دخالت پلیس شد که ظاهرا از همه چیز بی خبر بود .

سوء  ظن پلیس به زودی متوجه خوزه شد و جنازه  ماریا

را که پیدا کردند دیگر همه چیز روشن  می نمود . خوزه

به زودی به جرم قتل ماریا به دار کشیده شد . سکوتی

 هر چند کوتاه مدت که پس از این ماجراها حاکم شد

 بسیار معنی دار بود  ، ولی معلوم بود این آرامش

موقتی است .