از بند عقل خویش وا گشتم
در باغ رویاها رها گشتم
در جستجوی بهترین فردا
از حال امروزم جدا گشتم
دنبال مرد آرزوهایم
از ابتدا تا انتها گشتم
با این خیالاتی که من دارم
در نیستان و نا کجا گشتم
پیدا نکردم هیچکس را من
اصلا پشیمانم چرا گشتم
برگشتم و در شهر تاریکی
دنبال مردی بی عصا گشتم
در جستجوی عشق معمولی
یک مرد خوب و بی ریا گشتم
افسوس این هم نا میسر بود
در راه این رویا فنا گشتم
سلام
شعرزیبایی بود
وبلاگ جمعوجوروجالبی دارین
وقت کردین به لاگه منم سربزنین
خوشحال میشم
موفق باشین